ساقیا آمدن عیــــــــــــــــــد مبارک بادت وان مواعیـــــد که کردی مرود از یادت در شگفتم که درین مدت ایام فــــــــــراق برگرفتی زحریفان دل و دل میـــــدادت برسان بندگی دختـــــــــر رز گو بدر آی که دم و همت ما کـــــــــرد ز بند آزادت شادی مجلسیان در قــــــــدم و مقدم تست جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت بوستــان سمن و سرو و گل و شمشادت چشـــــم بد دور کزان تفرقه ات باز آورد طالع نامـــــــــــور و دولت مادر زادت حافظ از دست مده دولت این کشتی نـوح ورنه طوفان حـــــــــــوادث ببرد بنیادت عید نوروز و آغاز سال 1390 خورشیدی بر همه ایرانیان مبارک باد روز هجران و شب فرقت یار آخر شد زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد آن همه ناز و تنعم که خــزان میفرمود عاقبت در قدم باد بـــــــــــــــــهار آخر شد شکر ایـــــــزد که باقبال کله گوشه گل نخوت باد دی و شوکت خــــــــار آخر شد صبح امیـــــد که بُد معتکف پرده غیب گو برون آی که کار شب تـــــــار آخر شد آن پریشانــــــی شبهای دراز و غم دل همه در سایه گیسوی نــــــــــــگار آخر شد باورم نیست ز بد عهدی ایام هنــــــوز قصه غصه که در دولت یــــــــار آخر شد ساقیا لطف نمودی قــــدحت پر می باد که به تدبیــــــــر تو تشویش خمار آخر شد در شمار ارچه نیاورد کسی حـافظ را شکر ، کان محنت بی حد و شمار آخر شد به امید پایان همه تلخکامی های ملت ایران زمین |
تبریک
آموزه ها
| ای اهل رضوان من نهال محبت و دوستی شما را در روضه قدس رضوان به ید ملاطفت غرس نمودم و به نیسان مرحمت آبش دادم ، حال نزدیک به ثمر رسیده ، جهدی نمائید تا محفوظ ماند و به نار اَمَل و شهوت نسوزد . (ادعیه حضرت محبوب) 89/12/20 |
روز جهانی زن
هر لحظه در جهان اتفاقات گوناگونی رخ می دهد که بسیاری از آنها از اراده انسان خارج است . یکی از این اتفاقات سه سال پیش روی داد و قدمی شد برای رسیدن به یک سری از تحولات بعدی . در سه سال پیش در روز 18 اسفند ماه ، وبلاگ جنبش برابری حقوق انسانی متولد شد و این تولد یک روز پس از روز جهانی زن بود و علیرغم اینکه برای مؤسس این وبلاگ انتخاب چنین روزی کاملاً اتفاقی بود ؛ این هم زمانی با هدف این وبلاگ بسیار هماهنگ بود و انگیزه ای شد برای ادامه قوی تر راهی که در پیش گرفته بود . هیچگاه در آن زمان نمی شد به تحولاتی که امروز در جریان است پی برد ولی به تأثیر چنین اقدام کوچکی در شکل گیری این تحولات می توان باور داشت . هر چند ایجاد یک چنین وبلاگی به این ابعاد نمی تواند عامل اصلی تحولات اخیر باشد ولی قطعاً در زنجیره عوامل یک جایگاه کوچکی دارد . جهان ما جهان عمل و عکس العمل ها است ، هیچ پدیده ای در این جهان خنثی نیست و زمانی در جایی تأثیر گذار خواهد بود . این وبلاگ ، زمانی که برابری را در همه عرصه های انسانی مطرح ساخت هنوز باور جامعه ما به این ایده به حدی که امروز به آن باور دارد نبود و قطعاً این باور هر روز عمیق تر نیز خواهد شد . باوری که همه انسانها را جدا از جنس و نژاد و عقیده یکی دانسته وهمه را شایسته حقوق انسانی برابری می داند . خوشبختانه این گفتمان - برابر دانستن حقوق انسانی همه انسانها - در بین آحاد جامعه ما جای خود را پیدا کرده و به زودی به گفتمانی غالب تبدیل خواهد شد . در این میان زنان جامعه ما ضمن تحمل قسمت بیشتری از بار تحولات اخیر ؛ حقوق انسانی بیشماری که همواره از آن محروم بوده اند را طلب می کنند و به حق ، این قشر از جامعه را باید رهبر فعالیت های برابری طلبی دانست . زنان ، قرن ها است که به دلیل عدم بلوغ فکری بشر و اسارت انسان در زندان تعصبات و خرافات قربانی این نابرابری حقوق انسانی هستند و البته بار این اشتباه تاریخی تماماً به دوش مردان نیست چرا که مربی مردان امروز ، زنان دیروز هستند و زنان به ندرت توانستند مردی را متناسب با زمان خودش تربیت کنند ولی خوشبختانه امروزه با افزایش آگاهی زنان این نقیصه در حال رفع شدن است و مردان بیشتری به حقوق انسانی زنان توجه می کنند . علاوه بر این برخی از زنان با در پیش گرفتن راه افراط سعی دارند تا با نفی حقوق مردان ، حقوق از دست رفته خود را باز پس بگیرند و به این ترتیب به عاملی برای نابرابری تبدیل می شوند و مردان را برای اعطای حقوق برابر به زنان دلسرد می کنند . اکنون ضمن پذیرفتن تفاوت های ذاتی که از ازل در سرشت زن و مرد وجود داشته و تا ابد نیز خواهد داشت ؛ باید به این واقعیت اعتراف کنیم که برابری حقوق به معنای برابری وظایف نیست و هیچگاه قرار نیست زن و مرد جایگاه یکدیگر را اشغال کنند بالعکس زنان ما باید بیاموزند که وظایف زنان کم ارزش تر از وظایف مردان نیست و از همین رو باید حقوقی برابر با مردان داشته باشند . زن چه در جامعه شغلی متناسب با توانایی اش بعهده بگیرد و چه مسئولیت اداره امور منزل را پذیرا باشد باید بتواند همانند یک مرد از حمایت قانون برخوردار باشد . زنان هنگامیکه به حمایت قانون نیاز دارند باید این اطمینان را داشته باشند که جنسیت ملاک حقیقت نخواهد بود و به آنها به عنوان موجودی که تنها دارای نیمی از ارزشهای انسانی است نگریسته نمی شود ، این است آن برابری ایده آلی که زنان برای آن باید تلاش کنند . آزاد اندیش باشید
|
آموزه ها
ای بیگانه بایگانه شمع دلت برافروخته دست قدرت من است آن را به بادهای مخالف نفس و هوی خاموش مکن و طبیب جمیع علتهای تو ذکر من است فراموشش منما . حب مرا سرمایه خود کن و چون بصر و جان عزیزش دار . (ادعیه حضرت محبوب) 89/12/13 |
عرفان ساختگی
مدتی است که ترس از کاهش نفوذ عقیده غالب ، آتش حمله به عقاید و افکار متفاوت را شعله ور ساخته است . بطوری که در این میان هیچ فکر متفاوتی در امان نخواهد بود . امروزه شاهدیم که دایه های عزیز تر از مادر ، برای حفظ فرزندی که هیچ قرابتی با آن ندارند سینه چاک می دهند و عَلَم وامصیبتا بلند می کنند ؛ عقاید متفاوت را عرفان ساختگی می نامند تا اینکه بتوانند جهل خود ساخته خود را به دیگران تحمیل کنند . ولی متأسفانه در این فضای تاریک و وهم آلود که در اثر این رقابت های بی حاصل حادث شده است ، تنها ذهن پرسشگر جوان پرشور است که قربانی امیال و هوس های عده ای سود جو می شود . جوان پرشور و آرمانگرایی که نیازهای معنوی خود را در این جهالت غالب تأمین نمی بیند در جهت رفع نیازهای اصیل معنوی خود تلاش می کند و در این زمینه به هر وادی روی می آورد ، غافل از اینکه عده ای با آگاهی از این نیاز جوانان برای آنان مکاتبی فراهم می کنند که بوسیله آنها تنها هیجان جوانی اغناء می شود و هیچ طریقی برای رسیدن به کمال نمایانده نمی شود . چنین مکاتبی هیچ عمق و پشتوانه ای ندارند و تنها برای مدتی جوان را بر امواج هیجان سوار کرده و بسویی می افکنند . نتیجه این مکاتب ، پوچی و بیهودگی و خشونت و نابودی است . در حالیکه عقاید کمال گرا اصولاً الهی هستند و در آنها انسانیت دارای ارزش است و نه تنها هیجان را کنترل می کنند بلکه طرق وصول به کمال را نیز روشن می سازند . حال جریان حاکم به جای آنکه فضا را برای فعالیت عقاید پوچ گرا تنگ کند ، آنان را در ردیف عقاید کمال گرای دیگر قرار میدهد و همه را عرفان ساختگی می نامند تا با بطلان یکی بقیه را نیز باطل اعلام کرده و وسیله اثبات خود را فراهم سازد . آنچه که موجب شده تا عقیده حاکم از جانب چنین عقاید کمال گرایی احساس خطر کند ، دور بودن آنها از مقام و قدرت سیاسی حاکم است که به چنین عقایدی قداست و پاکی می بخشد و از این طریق برای بسیاری از جوانان خسته از دین سیاسی ، جذاب می شود . اگر عقیده کمال گرایی مانند بهایت جدید نیز بوده و با نیازهای جوان امروز هماهنگ باشد ، جذابیت مضاعفی خواهد داشت و در نتیجه برای عقیده حاکم خطرناکتر خواهد بود . دوران بسیار خطیری است و از همین رو ایجاب می کند تا با دقت و فراست بیشتر به تحولات پیرامون بنگریم و از وظیفه اکنون خود که همانا آگاهی بخشی و ارتقاء آگاهی جمعی است غفلت نکنیم و این را بدانیم که به زودی ما هم در محکمه افکار عمومی مورد نقد قرار خواهیم گرفت . آزاد اندیش باشید |
نامه خانم طائفی در مورد وضعیت نامطلوب مادرشان در زندان رجائی شهر
آنچه در ادامه می خوانید نامه خانم الحان طائفی، دختر خانم فریبا کمال آبادی یکی از هفت مدیر پیشین جامعه بهائی ایران که اکنون در زندان رجائی شهر در حال گذراندن محکومیتشان هستند، به همه دوستانشان است. اصل نامه به انگلیسی است و دوست خوبم آقای نادر ارزانی آن را به فارسی ترجمه کرده است. منبع این نامه فیس بوک خانم طائفی است. دوستان عزیز و محبوب مادر من – خانم فریبا کمال آبادی- و خانم مهوش ثابت اخیرا به یکی از مخوف ترین قسمت های زندان ، که محل نگهداری خطرناک ترین زندانیان است منتقل شده اند. لحظاتی پیش در طی یک تماس تلفنی بسیار کوتاه – کمتر از یک دقیقه- که با مادرم داشتم، او به من گفت که در طی روزهای آتی سعی خواهد کرد، که هر روز حداقل با یکی از اعضای خانواده تماس بگیرد و چنانچه روزی تماسی از او نداشته باشیم باید بدانیم که اتفاقی برایش افتاده است
لطفا آنها را در ادعیه روزانه خود یاد کنید و از هر طریقی که می توانید به این موضوع کمک کنید. به شخصه از هرگونه تلاش شما سپاسگزار و قدردان هستم از هر خبر جدیدی که به دستم برسد شما را آگاه خواهم کردبا درودی صمیمانه الحان طائفی پی نوشت: لطفا هر کسی را که می توانید از این قضیه با خبر کنید. اصل نامه به انگلیسی: Dearly loved Friends My mom and Mahvash khanoom have recently been transferred to the most perilous ward of the prison where the most dangerous murderers are being kept. I just talked to my mom for less than a minute and she told me that she will try to call at least one of the family members each day; and from now on, every single day that none of the family members heard of her, we should know that ANYTHING could have happened to her!! I assume this is their judge's effort to get rid of them without having to execute them! Therefore, he is letting other prisoners fulfill his devil wish Please please keep them in your prayers and act on their case in any possible way. I do appreciate your efforts I will update you with any further news Warm regards Alhan P.S. Please let anyone know about this news |
آموزه ها
ای پسر ارض گر مرا خواهی جز مرا مخواه و اگر اراده جمالم داری چشم از عالمیان بردار ، زیرا که اراده من و غیر من چون آب و آتش در یک دل و قلب نگنجد . (ادعیه حضرت محبوب) 89/11/22 |